ذکر این مطلب به گذشته برمی گردد.
...
یاد سریال او یک فرشته بود افتادم...سریالی که با تمامی کم و کاستی اش نظر منتقدان را در کل جلب کرد و صد البته نظر مردم را.
اینکه شیطان چگونه به درون ادمها می رود...
...
اصلا عجله ای در کار نیست...ارام ارام می اید...زهرش را می ریزد و تمام.اگر پزشک حاذقی ان دور و ور باشد می شود پادزهر را درست کرد و به بیمار خوراند...
ولی بعضی ها انقدر کودن هستند که زهر و پادزهر را با هم اشتباه می گیرند...
...
این عکس تزیینی است.

+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت   توسط حسام
|
مهران غفوریان عزیز قبل از جام جهانی در یکی از مصاحبه هایش نکته ی قابل تاملی رو ذکر کرد که احتمالا شما هم شنیده اید...
پرتغال رو می خوریم ... مکزیک هم می دیم انگولایی ها بخورن.
فردا شب بازی مکزیک و انگولا و شنبه هم ایران و پرتغاله...
این گوی و این میدان اقای غفوریان

ما منتظریم!!!
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت   توسط حسام
|
حزب اللهی کثیف...
چه واژه ی قشنگی!! حزب الله یعنی حزب خدا
نمی دونم خدا حزب داره یا نه ولی من خودمو حزب اللهی نمی دونم.
انواع و اقسام حرف های رکیک و زشت در وبلاگم را به من نسبت دادید و شاید این جوابی بود به دو سه تا از حرف هایی که تو دو سه تا وبلاگ زدم و البته هنوز هم به انها معتقدم.
من فقط در وسط این صحبت ها هنوز متوجه نشدم که چرا جوانان مذکر خودشان را دارند جر می دهند تا این مونثیها به حقوقشون برسند...
احتمالا وقت ازدواج می خواهند حق طلاق را با مهریه ی سنگین دو دستی تقدیم انها کنن...
چه اشکالی دارد...فوقش بدبخت می شوند.
...
در اخر یادی هم کنم از پدر داستان نویسی ایران مرحوم جمالزاده که در بسیاری از داستانهایش زنان را ناقص الخلقه و اغواگر و ...(ادامه نمی دهم) می دانست و خودش هم حتی زن نگرفت و البته به نظر من صد البته اشتباه می کرد و چه بسا بسیاری از زنان مثل یه شیر زن ...
ولی در مورد خیلی از کسانی که ادعاهای الکی دارند حداقل صدق می کند...
هیچ کسی نگرانی ندارد...
انها ناقص الخلقه اند...بگذارید حالشان را ببرند!
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت   توسط حسام
|
خدا وکیلی دیدن این شخص کفاره ندارد...

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1385ساعت   توسط حسام
|
روزی که من زن شدم...
تو کامنت قبلی یه سری حرفهایی به من زده شده که بیشتر شبیه یه نوع کل کله...
این خوک های کثیف حتی جرات ثبت کردن وبلاگ و ایمیل شون رو هم ندارند و مثل کسایی که زنگ در خانه ای رو می زنن و فرار می کنن می مونن.
نکته ی جالب در تجمع دوشنبه بیشتر بودن تعداد پسرکان نسبت به دخترکان بود!!!
جالب است خیلی از وبلاگ نویسان تو وبلاگشان می نویسند که از سرنوشت دیگری خبر ندارند!!!کل تجمع ۵۰ نفر هم نبود...واقعا جالب است.
احتمالا خیلی از انها رو ان پسران اعتراض گر اغفال کردند...
...
من نمی دونم چرا توی این مملکت نمی ذارن ازادانه مردان به زنان تجاوز کنن.
این شعار انها بود.
فعلا بهتر است همه بتمرگن سر جاشان
سخنم با ان پنجاه نفر است ...
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت   توسط حسام
|