بدون شرح
خبرگزاري انتخاب : اشاره : قريب به 5 بار با تلفن همراه ايشان تماس گرفتم. پس از امروز و فرداهاي مكرر توفيق يافتم تا ايشان را در بيت حاج آقاي ملايي ملاقات كنم.
حاج آقاي ملايي از نيكان روزگار و باني مجالس سوگواري دهه دوم فاطميه در خيابان سعدي است و البته گمنام و بي ريا...
در حالي كه با تلفن همراه مشغول صحبت بود، وارد شد؛ پس از احوالپرسي برسرسفره صبحانه نشست و ما نيز در جوار ايشان و حاج آقاي انصاريان استكاني چاي نوشيديم. مرتب موبايل ايشان زنگ ميخورد و ساعتي اينگونه سپري شد، اغلب تماس ها حول محور طلاق و جدايي مي چرخيد و راشد يزدي بسان يك مشاور، مخاطبش را دلداري مي داد و البته از اين انفكاك منع مي نمود. در همان هنگام خطاب به زني كه آن سوي خط بود گفت: <خانم محترم! طلاق همچون زهري است كه در كام شما ريخته مي شود و تكليف اين 3 فرزند بي گناهت چه مي شود و...>
جسارت به خرج دادم و گفتم: <حاج آقا امكان دارد موبايلتان را خاموش كنيد> و او هم با خونسردي گفت: <نه، اين موبايل خاموش كردني نيست...> به چهره ام خيره شد و گفت: <هر موقع به مسجد علي (ع) مي روم، بوي پدرت را استشمام مي كنم و ...>
برايش توضيح دادم كه حاج آقا، سوالات من شفاف است و البته لزوماً زاييده افكار من نيست، بنده افكار عمومي را نمايندگي مي كنم و سعيم بر اين است كه شبهات موجود را به چالش بكشم، اميدوارم دلخور نشويد...
حجت الاسلام والمسلمين محمد كاظم راشد يزدي مشهور به راشد، متولد 1316 هجري شمسي و اهل يزد است. تحصيلاتش را در يزد، قم و شيراز سپري كرده و 3 فرزند دارد. هيچ گاه منصب دولتي نداشته و البته مدتي به صورت افتخاري مسئول بنياد شهيد بوده است. 5 ساله بود كه پدرش از دنيا رفت؛ پدري كه كاسب بود و به بافندگي در يزد مشغول؛ حاج آقا راشد، 13 سال است كه از يزد به مشهد هجرت كرده و امام جماعت حرم مطهر رضوي است.
مخلص كلام اينكه گفت و گوي دوساعته ما به اقتداي نماز ظهر و عصر به ايشان منتهي شد.
آنچه در پي مي آيد ماحصل اين مصاحبه است:
* حاج آقا چند همسر داريد؟
يك همسر كه قريب 50 سال است با هم زندگي مي كنيم.
* ارتباطتان با ايشان چگونه است؟
بسيار خوب. هيچ وقت از ايشان نرنجيدم.
* همسرتان چطور؟
اميدوارم كه نرنجيده باشد، اگر هم رنجشي بوده، من حس نكردم.
* اساساً چطور شد كه پاي به عرصه طلبگي گذاشتيد؟
علاقه اي كه والدينم داشتند و در خود من هم پديد آمد.
* دقيقاً چند سال است كه واعظ هستيد و منبر ميرويد؟
حدود 50 سال است كه منبر مي روم.
* حاج آقا، تفاوت شيخ با آخوند و يا روحاني با ملاّ چيست؟
اين كلمات عرفي هستند و به مناسبات مختلف پديد آمده اند؛ در مجموع مترادفند.
* به اعتقاد شما جايگاه روحانيت در قبل و بعد از انقلاب چه تفاوتهايي كرده است؟
روحانيت قبلاً كاره اي نبود و مردم ايمان بيشتري به آن داشتند ، اما وقتي كه در مسير واقعي خودش قرار گرفت، توقعات مردم بالا رفت و احساس ميشود برخي در ابراز علاقه نسبت به روحانيون كوتاه مي آيند و كم لطفي مي كنند.
* يعني مي گوييد قبل از انقلاب جايگاه بهتري داشتند؟
نه اين طور نيست. برخي از مردم مي گفتند كه بهترين آخوند، كسي است كه نه كارش خير باشد و نه شر! و اين بدترين تعريف از آخوند بود. اعتبار روحانيت الان خيلي بيشتر است و شرايط حكومت اين است كه بسياري از كارها اختصاص به آنان داشته باشد.
* شما سابقه تبعيد در ايرانشهر و همراهي با رهبر انقلاب را هم داريد. از خاطرات آن دوران بگوييد؟
بله، بنده در 4 شهر تبعيد شدم كه در واقع از عنايات خداوند بود.
يكسال در گناوه خدمت آقاي خزعلي بودم، يكسال هم گلپايگان خدمت آقاي مشكيني و 8 ماه نيز در ايرانشهر در خدمت آقاي خامنه اي.
بعد از آن 3ماه در ايذه تبعيد بودم كه خودم را آزاد كرده و اول بهمن وارد يزد شدم.
* از ايرانشهر خاطره خاصي نداريد؟
در ايرانشهر مردي را يافتم كه نظيرش را هرگز نديدم. از قول من نقل مي كنند كه گفتهام ايشان خميني ثاني است، اما هر چه به ذهنم فشار مي آورم، يادم نميآيد. همچنين در ايرانشهر چندين بار خدمت آقاي كفعمي رسيديم و ايشان هم چندين بار يزد آمدند.
* چند سال است كه به زاهدان تشريف ميآوريد؟
8 سال.
* طي اين سالها مردم اين استان را چگونه ديديد؟
مردم نجيب، بسيار خوب و در عين حال محرومي هستند؛ بايد فقر زدايي سرعت بيشتري بگيرد.
* از رهبر انقلاب چه خاطراتي داريد؟
همه اش خاطره است. او مردي است كه از مرگ نمي هراسد و حسابش پاك و صاف است. زندگي بسيار جمع و جوري دارد و از يك همسر والامقام نيز برخوردار است. 4 پسر دارند كه هر چهار نفر روحاني هستند و از دامادهاي با سواد و متديني نيز بهره مندند.
* تاكنون چه قدر نامه از سوي مردم دريافت كردهايد؟
حدود 4هزار نامه !
* چه تعداد را خوانده ايد؟
كمتر از 600 نامه.
* پس اغلب به نتيجه نرسيده اند؟
بله؛ من به آقاي خاتمي هم گفتم، به دولت جديد هم اعلام كردم كه اين نامه ها اكثراً مربوط به معيشت و زندگي مردم است، بنابراين از دست ما كار خاصي ساخته نيست. بايد يك موسسه خاصي به اين جور نامه ها رسيدگي كند.
* حاج آقاي راشد، به اعتقاد شما جوانان امروزي دين گريزند؟
خير، خيلي از اينهايي كه به اعتقاد ما داخل كادر نيستند، هم اهل نمازند و هم اهل دين. نمي شود گفت چون برخي طرز لباس يا ريش و سبيلشان مخصوص است اهل دين نيستند.
* يعني ظاهرافراد ملاك است يا خير؟
بله، ملاك كه هست. بنده كه آدم سنج ندارم كه افراد را بشناسم . بالاخره طرز رفتار و حركات يك شخص بيانگر شخصيت اوست. اما به نظر من جوانان ما دين گريز نيستند.
* حاج آقا، شما در اوايل انقلاب از كساني بوديد كه از طرح اختلاط دختر و پسر در دانشگاه دفاع كرديد. اكنون هم اين نظر را داريد؟
خير! آن موقع شايد ثواب كردم. حس مي كردم كه دختر و پسر در دانشگاه خواهر و برادر ديني هستند؛ زبان و ادبيات محاوراتشان ديني است. اما اخيراً كه بررسي كردم، ديدم به مصلحت نيست كه اين روند ادامه پيدا كند. بايد جدا بشوند تا هم ارزش و كرامت زن حفظ شود و هم افت تحصيلي كه شايد يكي از مهم ترين ريشه هايش همين موضوع باشد، مرتفع گردد. دوعنصر سكس و سياست از مسائلي است كه خيلي به دانشگاههاي ما ضربه وارد كرده است.
* فكر نمي كنيد ما را به تحجر متهم كنند؟
مانعي ندارد. خودتان مي گوييد متهم، بنابراين اين يك اتهام واهي بيش نيست.
* فعلاً كه دستتان نمي رسد كه اين كار را بكنيد!
بله، اما اگر دستم برسد، حتماً اين انفكاك را انجام خواهم داد.
* حاج آقاي راشد يزدي، شما در مقوله ازدواج به نوعي صاحبنظر هستيد. ببينيد، اين قبول كه توقعات امروزيهـــــا اعم از عروس و دامـــــاد و خانوادههايشان بالا رفته و بعضاً مغاير با دين و سنت است. سوال من اين است كه يك جوانـــــي كه توانايي و تمكّن لازم براي ازدواج ندارد و در جامعه امروز كه شرايط فرهنگي و مذهبي متزلزل نشان مي دهـد، چگونه مي تواند عفت خويش را حفظ كند و اصطلاحاً به بيراهه كشيده نشود؟
اگر جوان اراده كند، مي تواند. به قول معروف اشتغال، انصراف مي آورد. من با اكثر جوانان موفق و كساني كه در المپيادها مقام مي آورند، گفت و گو كرده ام و به شوخي و كنايه از آنها سوال مي كنم كه اين غريزه جنسي را چطور كنترل مي كنيد؟ آنها نيز همين بحث اشتغال به درس، قرآن خواندن و كار و تلاش را دليل دوري از هوس هاي جنسي عنوان مي كنند. اگر شدني نبود كه خداوند تكليف برمحال نمي كرد !
* حاج آقا، بسياري از قوانين دين مبين اسلام در عمل پياده نميشود. از بانكهاي ربوي گرفته تا ساير مسائل. يكي از اين موارد بحث متعه (صيغه) است. چرا نمي شود متعه را نهادينه كرد. بالاخره يكي از راههاي مهم براي مهار غريزه جنسي، متعه است.
بله موافقم. مي بايست ازدواج موقت هم، همچون ازدواج دائم قانوني شود. من با خيلي ها از جمله آقاي رفسنجاني صحبت كردم. اما يك بحثي كه مطرح مي كنند اين است كه تهيج در جامعه شروع مي شود، يعني دوباره همان كساني كه از وضع مالي خوبي برخوردارند، آن كساني كه خانه و خودرو دارند از اين موضوع استقبال مي كنند و آن جواناني كه شما در سوالتان مطرح كرديد، سرشان بدون كلاه مي ماند !
* آيا اين دليل منطقي براي قانونمند نكردن اين مساله است؟
خير! عرض كردم كه بنده موافقم؛ مثلاً اگر چنين ازدواجي نيز ثبت شود، جلوي سوء استفاده ها گرفته مي شود.
* حاج آقاي راشد، آيا از روحانيت هم مي توان انتقاد كرد؟
بله، چرا نشود. روحانيت كه معصوم نيست. روحانيت نه قبل از انقلاب آسايش داشت و نه حالا. خود بنده را ببينيد، مرتب موبايلم زنگ مي خورد و از اين مراسم به آن مراسم مي روم.
* اگر بدون تعصب از روحانيت انتقاد كنيد، چه مي گوييد؟
الان روحانيت زير بار است و زحمتش خيلي زياد. در همه طيف ها ، هم آدم خوب داريم و هم شر. اكثر آخوندهايي كه من در ارگانها مي بينم از جان و دل زحمت مي كشند و به مردم و خدمت رساني عشق مي ورزند.
* آخوند درباري يعني چه؟
الان كه درباري وجود ندارد كه آخوند درباري داشته باشيم، اين مساله در زمان شاه وجود داشت.
* شيخوخيت يعني چه؟
آدم جا افتاده اي كه سالهاي سال زحمت كشيده ، سنّي از وي سپري شده و در مسائل اجتماعي و سياسي پخته شده است به اين لفظ معروف مي شود. شيخوخيت در اسلام احترام دارد، اما ملاك نيست. مثلاً پيامبر اكرم (ص) در برخي از جنگ ها سرلشگري را به يك جوان مي سپرد و وقتي به ايشان معترض مي شدند كه چرا شيخوخيت را رعايت نكرديد، ايشان مي فرمود: فن و مهارت برشيخوخيت غلبه دارد.
* پس شما هم به نوعي شيخوخيت مي كنيد؟
من خير! من به آن درجه نرسيده ام.
* فيلم مارمولك را هم ديده ايد؟
بله، بنده جزء اولين نفراتي بودم كه مارمولك را ديدم.
* نظرتان در خصوص اين فيلم چيست؟
مارمولك يك فيلم انتقادي است. به نظر من انتقاد، خوب است ولو از روحانيت باشد، اما نبايد در محراب و منبر انتقاد كرد و با قداست مسجد بازي كرد.
به نظرم بيش از آن كه در اين فيلم به آخوندها اهانت شود به مردم اهانت شده است. يعني در صحنه هايي كه رضا مارمولك به روي منبر آن حرفهاي بچه گانه را مي زد، مردم تشخيص نمي دادند كه اين حرفها عجيب و غير واقعي است! يا اينكه اين مرد ژست حرف زدن ندارد، حركاتش هيچ شباهتي به آخوندها ندارد؟! تو كه مي فهمي اين آخوند نيست، از ديوار بالا مي رود، اما باز به وي مي گويي سلام عليكم ، تقبل الله ...
* خيليها فيلم را نديدند و گفتند موهن است؟
نه، غلط است . من اعتقادم اين بود كه اصلاً نبايد عكس العمل نشان مي دادند تا رد مي شد.
* يكي ديگر از بحثهاي اختلافي مساله موسيقي است. حاج آقا، بالاخره موسيقي حرام است يا خير؟
موسيقي مثل غذا مي ماند، هم حرام داريم و هم حلال. حلال مثل خواندن آقاي ناظري، شجريان و اصفهاني كه عادي مي خوانند.
* ملاك اين عادي و غيرعادي چيست؟
ملاكش اين است كه موسيقي تهييج و تحريك آور نباشد.
مثلاً در همين كافه شكوفه سابق و اماكن لهو، موسيقيهاي خاصي نواخته ميشد و رقاصي رونق داشت. اين جور موسيقي حرام است.
* يعني منظورتان اين است كه اگر موسيقي در لواي جمهوري اسلامي باشد، حلال است؟
نه، آقاي مزاري چقدر پيچيده اش مي كني! گفتم، موسيقي كه در مجالس رقص، ديسكو و دانسينگ ها و كازينوها استفاده مي شود، اينها حرام است.
* شما خودتان هم موسيقي گوش مي دهيد؟
من كه خيلي گرفتارم، اما گاهي اوقات آقاي افتخاري كه مي خوانند ، گوش مي كنم.
* جامعه ما بيش از آنكه پر نشاط و سرزنده باشد غمگسار است. آيا اين اندوهناك بودن در دين ما توصيه شده ، يا اينكه ما بلد نيستيم شاد باشيم؟
ادامه گفت و گو از صفحه 3
هيچ ديني اندوهناك بودن را توصيه نكرده و گريه را ترويج نمي كند. دو مدل گريه اجازه داده شده، يكي گريه در دل شب از خوف خدا و يكي هم در مصائب اهل بيت. مصائب اهل بيت هم به اين دليل كه حقوق حقه آنها، ظالمانه تضييع شده و ما بر اين ظلم گريه مي كنيم.
سنگي كه به پيشاني مبارك امام حسين (ع) زدند آن قدر تاثر انگيز نيست كه به محتواي ايشان لطمه زده شد. هر كجا كه صفات ارزنده اي پايمال شود، انسان برايش اشك مي ريزد. بنابراين همواره بايد شاد بود و همچون بزرگان ديني ما لبخند بر لب داشت.
* قديم اينگونه بود كه مداح، مجلس را گرم ميكرد تا واعظ، سخنراني كند. اما امروز به نظر ميرسد وارونه شده و واعظ، سخن ميراند تا مداح شور بدهد. فكر مي كنيد شور مداح مهم است يا شعور واعظ و يا هر دو؟
قطعاً شعور واعظ؛ نبايد اين طور كه شما ميگوييد باشد. البته مداحي هم در جايگاه خودش ارزشمند است ، اما وعظ و سخنراني جايگاه ويژه اي دارد.
* مداحي در سالهاي اخير دستخوش تحولات زيادي شده؛ مداحي با ارگ و يا استفاده از سبك خوانندگان غربي. همچنين بكار بردن الفاظي همچون من سگ اهل بيتم ...
حاج آقا اصطلاحاً اين حد و مرزها را چه كسي بايد تعريف كند؟
همه اينها غلط است. اگر خود اهل بيت هم زنده بودند با اين روش ها و يا اينكه مي گويند سگ اهل بيت، جنگ مي كردند.
* هر جمع و گروهي يك صنف دارد، بهتر نيست مداحان نيز سازمان دهي شده و خطوط قرمز برايشان تعريف شود؟
بله، بايد اين مهم انجام شود و انشا ءا... در شرف وقوع است.
* جناب حاج آقا، شما در وصف منزلت زن و حقوقش زياد صحبت كرده ايد. چند شب گذشته نيز در يكي از سخنراني هايتان گفتيد كه زن يك موجو د مقدس است و در اسلام از جايگاه ممتازي برخوردار است. بالاخره در كشور ما حقوق زن رعايت مي شود يا خير؟
ما به حقوق زن راضي هستيم، اما قانع نيستيم !
* يعني چه؟ يعني آنچه كه بايد باشد نيست؟
همين را كه گفتم بنويسيد، راضي هستيم، اما قانع نيستيم؛ بالاخره وقتي آدم قانع مي شود كه به همه جهات يك موضوع دست پيدا كند.
* اصلاً مي شود گفت كه زن و مرد برابرند؟
استغفرالله ! خير، بين زن و مرد عدل هست، اما تساوي نيست.
بالاخره زن يكسري معذوريت هايي دارد و مثلاً نمي تواند همه مشاغل را بپذيرد.
يك زن غربي ممكن است پشت كاميون بنشيند و يا بنّايي هم بكند، اما اين ظلم به زن است نه عدالت. زن يك موجود ظريف و شريف است و اين جور مسائل حرمت و عزت اين موجود مقدس را مي شكند. به نظر من زن پاكنويس خلقت است. چون اول مرد خلق شد كه پيش نويس بود و سپس زن ! غربي ها زنان را به چشم يك كالا مي نگرند و بعضاً تجارت مي كنند، اما در اسلام زن از يك جايگاه والا برخوردار است. اگر ما از مقام زن آگاه نيستيم، مشكل خود ماست، به اسلام ربطي ندارد. بالاخره زن و مرد از لحاظ فيزيولوژي متفاوتند و لفظ برابر صحيح نيست.
* مثلاً همان شبي كه شما در يكي از مساجد از حقوق زن سخن مي گفتيد، بسياري از زنان بيرون مسجد روي خاكها نشسته بودند و يا تمامي وسايل خنك كننده اعم از كولر و پنكه در قسمت مردان بود. خيلي عذر مي خواهم، اما فكر نمي كنيد اين مسائل قدري حرفهاي ما را مضحك نشان مي دهد؟
من اگر متوجه اين موضوع مي شدم، شديداً اعتراض ميكردم.خادممسجد مسئول است و قطعاً اين ناهنجاري ها بايد رفع شود و همان طور كه عرض كردم به اسلام ربطي ندارد.
* به اعتقاد شما اكنون آخر الزمان شده است؟
نه ! آخر الزمان هنگامي است كه در راس حكومت، معصوم باشد.
* نه، مقصودم اين بود با علائمي كه در روايات آمده، در آخر الزمان بسر مي بريم؟
خب، آخر الزمان يك سري علائم و شرايطي دارد كه برخي از آنها محقق شده و برخي ديگر نشده است. نمي توان مطلق در اين رابطه صحبت كرد.
* دولت جديد را چگونه مي بينيد؟
آنچه كه تاكنون ديدم، بد نبوده است.
* انتقاداتي كه مطرح مي كنند چطور، بويژه در خصوص روابط خارجي و يا جنگ احتمالي با امريكا؟
من سياسي نيستم. فقط مي دانم كه كشتي انقلاب، سكانداري دارد كه هم عاقل است و هم بزرگ و به لطف خدا، هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.
* در انتخابات به چه كسي راي داديد؟
در هر دو دوره به دكتر احمدي نژاد.
* حاج آقا چند سوال خودماني؛ اهل ورزش هم هستيد؟
بله، شنا و پياده روي.
* چه غذايي را دوست داريد؟
همه غذا ها را مي پسندم. البته اخيراً غذاي من سبزيجات شده و گوشت قرمز نمي خورم.
* تا حالا كسي را هم كتك زده ايد؟
به عمرم هيچ كس را نزده ام !
* كسي هم شما را كتك نزده است؟
يادم نمي آيد، نه.
* نماز شب هم مي خوانيد؟
حالا اين جور چيزها را نپرسيد.
* پس در نماز شبتان دعا بفرماييد كه نماز صبح ما قضا نشود. حاج آقا از اين كه حوصله به خرج داديد، سپاسگزارم.
خواهش مي كنم، موفق باشيد.
گفت و گو: عماد مزاري – سردبير صبح زاهدان
حاج آقاي ملايي از نيكان روزگار و باني مجالس سوگواري دهه دوم فاطميه در خيابان سعدي است و البته گمنام و بي ريا...
در حالي كه با تلفن همراه مشغول صحبت بود، وارد شد؛ پس از احوالپرسي برسرسفره صبحانه نشست و ما نيز در جوار ايشان و حاج آقاي انصاريان استكاني چاي نوشيديم. مرتب موبايل ايشان زنگ ميخورد و ساعتي اينگونه سپري شد، اغلب تماس ها حول محور طلاق و جدايي مي چرخيد و راشد يزدي بسان يك مشاور، مخاطبش را دلداري مي داد و البته از اين انفكاك منع مي نمود. در همان هنگام خطاب به زني كه آن سوي خط بود گفت: <خانم محترم! طلاق همچون زهري است كه در كام شما ريخته مي شود و تكليف اين 3 فرزند بي گناهت چه مي شود و...>
جسارت به خرج دادم و گفتم: <حاج آقا امكان دارد موبايلتان را خاموش كنيد> و او هم با خونسردي گفت: <نه، اين موبايل خاموش كردني نيست...> به چهره ام خيره شد و گفت: <هر موقع به مسجد علي (ع) مي روم، بوي پدرت را استشمام مي كنم و ...>
برايش توضيح دادم كه حاج آقا، سوالات من شفاف است و البته لزوماً زاييده افكار من نيست، بنده افكار عمومي را نمايندگي مي كنم و سعيم بر اين است كه شبهات موجود را به چالش بكشم، اميدوارم دلخور نشويد...
حجت الاسلام والمسلمين محمد كاظم راشد يزدي مشهور به راشد، متولد 1316 هجري شمسي و اهل يزد است. تحصيلاتش را در يزد، قم و شيراز سپري كرده و 3 فرزند دارد. هيچ گاه منصب دولتي نداشته و البته مدتي به صورت افتخاري مسئول بنياد شهيد بوده است. 5 ساله بود كه پدرش از دنيا رفت؛ پدري كه كاسب بود و به بافندگي در يزد مشغول؛ حاج آقا راشد، 13 سال است كه از يزد به مشهد هجرت كرده و امام جماعت حرم مطهر رضوي است.
مخلص كلام اينكه گفت و گوي دوساعته ما به اقتداي نماز ظهر و عصر به ايشان منتهي شد.
آنچه در پي مي آيد ماحصل اين مصاحبه است:
* حاج آقا چند همسر داريد؟
يك همسر كه قريب 50 سال است با هم زندگي مي كنيم.
* ارتباطتان با ايشان چگونه است؟
بسيار خوب. هيچ وقت از ايشان نرنجيدم.
* همسرتان چطور؟
اميدوارم كه نرنجيده باشد، اگر هم رنجشي بوده، من حس نكردم.
* اساساً چطور شد كه پاي به عرصه طلبگي گذاشتيد؟
علاقه اي كه والدينم داشتند و در خود من هم پديد آمد.
* دقيقاً چند سال است كه واعظ هستيد و منبر ميرويد؟
حدود 50 سال است كه منبر مي روم.
* حاج آقا، تفاوت شيخ با آخوند و يا روحاني با ملاّ چيست؟
اين كلمات عرفي هستند و به مناسبات مختلف پديد آمده اند؛ در مجموع مترادفند.
* به اعتقاد شما جايگاه روحانيت در قبل و بعد از انقلاب چه تفاوتهايي كرده است؟
روحانيت قبلاً كاره اي نبود و مردم ايمان بيشتري به آن داشتند ، اما وقتي كه در مسير واقعي خودش قرار گرفت، توقعات مردم بالا رفت و احساس ميشود برخي در ابراز علاقه نسبت به روحانيون كوتاه مي آيند و كم لطفي مي كنند.
* يعني مي گوييد قبل از انقلاب جايگاه بهتري داشتند؟
نه اين طور نيست. برخي از مردم مي گفتند كه بهترين آخوند، كسي است كه نه كارش خير باشد و نه شر! و اين بدترين تعريف از آخوند بود. اعتبار روحانيت الان خيلي بيشتر است و شرايط حكومت اين است كه بسياري از كارها اختصاص به آنان داشته باشد.
* شما سابقه تبعيد در ايرانشهر و همراهي با رهبر انقلاب را هم داريد. از خاطرات آن دوران بگوييد؟
بله، بنده در 4 شهر تبعيد شدم كه در واقع از عنايات خداوند بود.
يكسال در گناوه خدمت آقاي خزعلي بودم، يكسال هم گلپايگان خدمت آقاي مشكيني و 8 ماه نيز در ايرانشهر در خدمت آقاي خامنه اي.
بعد از آن 3ماه در ايذه تبعيد بودم كه خودم را آزاد كرده و اول بهمن وارد يزد شدم.
* از ايرانشهر خاطره خاصي نداريد؟
در ايرانشهر مردي را يافتم كه نظيرش را هرگز نديدم. از قول من نقل مي كنند كه گفتهام ايشان خميني ثاني است، اما هر چه به ذهنم فشار مي آورم، يادم نميآيد. همچنين در ايرانشهر چندين بار خدمت آقاي كفعمي رسيديم و ايشان هم چندين بار يزد آمدند.
* چند سال است كه به زاهدان تشريف ميآوريد؟
8 سال.
* طي اين سالها مردم اين استان را چگونه ديديد؟
مردم نجيب، بسيار خوب و در عين حال محرومي هستند؛ بايد فقر زدايي سرعت بيشتري بگيرد.
* از رهبر انقلاب چه خاطراتي داريد؟
همه اش خاطره است. او مردي است كه از مرگ نمي هراسد و حسابش پاك و صاف است. زندگي بسيار جمع و جوري دارد و از يك همسر والامقام نيز برخوردار است. 4 پسر دارند كه هر چهار نفر روحاني هستند و از دامادهاي با سواد و متديني نيز بهره مندند.
* تاكنون چه قدر نامه از سوي مردم دريافت كردهايد؟
حدود 4هزار نامه !
* چه تعداد را خوانده ايد؟
كمتر از 600 نامه.
* پس اغلب به نتيجه نرسيده اند؟
بله؛ من به آقاي خاتمي هم گفتم، به دولت جديد هم اعلام كردم كه اين نامه ها اكثراً مربوط به معيشت و زندگي مردم است، بنابراين از دست ما كار خاصي ساخته نيست. بايد يك موسسه خاصي به اين جور نامه ها رسيدگي كند.
* حاج آقاي راشد، به اعتقاد شما جوانان امروزي دين گريزند؟
خير، خيلي از اينهايي كه به اعتقاد ما داخل كادر نيستند، هم اهل نمازند و هم اهل دين. نمي شود گفت چون برخي طرز لباس يا ريش و سبيلشان مخصوص است اهل دين نيستند.
* يعني ظاهرافراد ملاك است يا خير؟
بله، ملاك كه هست. بنده كه آدم سنج ندارم كه افراد را بشناسم . بالاخره طرز رفتار و حركات يك شخص بيانگر شخصيت اوست. اما به نظر من جوانان ما دين گريز نيستند.
* حاج آقا، شما در اوايل انقلاب از كساني بوديد كه از طرح اختلاط دختر و پسر در دانشگاه دفاع كرديد. اكنون هم اين نظر را داريد؟
خير! آن موقع شايد ثواب كردم. حس مي كردم كه دختر و پسر در دانشگاه خواهر و برادر ديني هستند؛ زبان و ادبيات محاوراتشان ديني است. اما اخيراً كه بررسي كردم، ديدم به مصلحت نيست كه اين روند ادامه پيدا كند. بايد جدا بشوند تا هم ارزش و كرامت زن حفظ شود و هم افت تحصيلي كه شايد يكي از مهم ترين ريشه هايش همين موضوع باشد، مرتفع گردد. دوعنصر سكس و سياست از مسائلي است كه خيلي به دانشگاههاي ما ضربه وارد كرده است.
* فكر نمي كنيد ما را به تحجر متهم كنند؟
مانعي ندارد. خودتان مي گوييد متهم، بنابراين اين يك اتهام واهي بيش نيست.
* فعلاً كه دستتان نمي رسد كه اين كار را بكنيد!
بله، اما اگر دستم برسد، حتماً اين انفكاك را انجام خواهم داد.
* حاج آقاي راشد يزدي، شما در مقوله ازدواج به نوعي صاحبنظر هستيد. ببينيد، اين قبول كه توقعات امروزيهـــــا اعم از عروس و دامـــــاد و خانوادههايشان بالا رفته و بعضاً مغاير با دين و سنت است. سوال من اين است كه يك جوانـــــي كه توانايي و تمكّن لازم براي ازدواج ندارد و در جامعه امروز كه شرايط فرهنگي و مذهبي متزلزل نشان مي دهـد، چگونه مي تواند عفت خويش را حفظ كند و اصطلاحاً به بيراهه كشيده نشود؟
اگر جوان اراده كند، مي تواند. به قول معروف اشتغال، انصراف مي آورد. من با اكثر جوانان موفق و كساني كه در المپيادها مقام مي آورند، گفت و گو كرده ام و به شوخي و كنايه از آنها سوال مي كنم كه اين غريزه جنسي را چطور كنترل مي كنيد؟ آنها نيز همين بحث اشتغال به درس، قرآن خواندن و كار و تلاش را دليل دوري از هوس هاي جنسي عنوان مي كنند. اگر شدني نبود كه خداوند تكليف برمحال نمي كرد !
* حاج آقا، بسياري از قوانين دين مبين اسلام در عمل پياده نميشود. از بانكهاي ربوي گرفته تا ساير مسائل. يكي از اين موارد بحث متعه (صيغه) است. چرا نمي شود متعه را نهادينه كرد. بالاخره يكي از راههاي مهم براي مهار غريزه جنسي، متعه است.
بله موافقم. مي بايست ازدواج موقت هم، همچون ازدواج دائم قانوني شود. من با خيلي ها از جمله آقاي رفسنجاني صحبت كردم. اما يك بحثي كه مطرح مي كنند اين است كه تهيج در جامعه شروع مي شود، يعني دوباره همان كساني كه از وضع مالي خوبي برخوردارند، آن كساني كه خانه و خودرو دارند از اين موضوع استقبال مي كنند و آن جواناني كه شما در سوالتان مطرح كرديد، سرشان بدون كلاه مي ماند !
* آيا اين دليل منطقي براي قانونمند نكردن اين مساله است؟
خير! عرض كردم كه بنده موافقم؛ مثلاً اگر چنين ازدواجي نيز ثبت شود، جلوي سوء استفاده ها گرفته مي شود.
* حاج آقاي راشد، آيا از روحانيت هم مي توان انتقاد كرد؟
بله، چرا نشود. روحانيت كه معصوم نيست. روحانيت نه قبل از انقلاب آسايش داشت و نه حالا. خود بنده را ببينيد، مرتب موبايلم زنگ مي خورد و از اين مراسم به آن مراسم مي روم.
* اگر بدون تعصب از روحانيت انتقاد كنيد، چه مي گوييد؟
الان روحانيت زير بار است و زحمتش خيلي زياد. در همه طيف ها ، هم آدم خوب داريم و هم شر. اكثر آخوندهايي كه من در ارگانها مي بينم از جان و دل زحمت مي كشند و به مردم و خدمت رساني عشق مي ورزند.
* آخوند درباري يعني چه؟
الان كه درباري وجود ندارد كه آخوند درباري داشته باشيم، اين مساله در زمان شاه وجود داشت.
* شيخوخيت يعني چه؟
آدم جا افتاده اي كه سالهاي سال زحمت كشيده ، سنّي از وي سپري شده و در مسائل اجتماعي و سياسي پخته شده است به اين لفظ معروف مي شود. شيخوخيت در اسلام احترام دارد، اما ملاك نيست. مثلاً پيامبر اكرم (ص) در برخي از جنگ ها سرلشگري را به يك جوان مي سپرد و وقتي به ايشان معترض مي شدند كه چرا شيخوخيت را رعايت نكرديد، ايشان مي فرمود: فن و مهارت برشيخوخيت غلبه دارد.
* پس شما هم به نوعي شيخوخيت مي كنيد؟
من خير! من به آن درجه نرسيده ام.
* فيلم مارمولك را هم ديده ايد؟
بله، بنده جزء اولين نفراتي بودم كه مارمولك را ديدم.
* نظرتان در خصوص اين فيلم چيست؟
مارمولك يك فيلم انتقادي است. به نظر من انتقاد، خوب است ولو از روحانيت باشد، اما نبايد در محراب و منبر انتقاد كرد و با قداست مسجد بازي كرد.
به نظرم بيش از آن كه در اين فيلم به آخوندها اهانت شود به مردم اهانت شده است. يعني در صحنه هايي كه رضا مارمولك به روي منبر آن حرفهاي بچه گانه را مي زد، مردم تشخيص نمي دادند كه اين حرفها عجيب و غير واقعي است! يا اينكه اين مرد ژست حرف زدن ندارد، حركاتش هيچ شباهتي به آخوندها ندارد؟! تو كه مي فهمي اين آخوند نيست، از ديوار بالا مي رود، اما باز به وي مي گويي سلام عليكم ، تقبل الله ...
* خيليها فيلم را نديدند و گفتند موهن است؟
نه، غلط است . من اعتقادم اين بود كه اصلاً نبايد عكس العمل نشان مي دادند تا رد مي شد.
* يكي ديگر از بحثهاي اختلافي مساله موسيقي است. حاج آقا، بالاخره موسيقي حرام است يا خير؟
موسيقي مثل غذا مي ماند، هم حرام داريم و هم حلال. حلال مثل خواندن آقاي ناظري، شجريان و اصفهاني كه عادي مي خوانند.
* ملاك اين عادي و غيرعادي چيست؟
ملاكش اين است كه موسيقي تهييج و تحريك آور نباشد.
مثلاً در همين كافه شكوفه سابق و اماكن لهو، موسيقيهاي خاصي نواخته ميشد و رقاصي رونق داشت. اين جور موسيقي حرام است.
* يعني منظورتان اين است كه اگر موسيقي در لواي جمهوري اسلامي باشد، حلال است؟
نه، آقاي مزاري چقدر پيچيده اش مي كني! گفتم، موسيقي كه در مجالس رقص، ديسكو و دانسينگ ها و كازينوها استفاده مي شود، اينها حرام است.
* شما خودتان هم موسيقي گوش مي دهيد؟
من كه خيلي گرفتارم، اما گاهي اوقات آقاي افتخاري كه مي خوانند ، گوش مي كنم.
* جامعه ما بيش از آنكه پر نشاط و سرزنده باشد غمگسار است. آيا اين اندوهناك بودن در دين ما توصيه شده ، يا اينكه ما بلد نيستيم شاد باشيم؟
ادامه گفت و گو از صفحه 3
هيچ ديني اندوهناك بودن را توصيه نكرده و گريه را ترويج نمي كند. دو مدل گريه اجازه داده شده، يكي گريه در دل شب از خوف خدا و يكي هم در مصائب اهل بيت. مصائب اهل بيت هم به اين دليل كه حقوق حقه آنها، ظالمانه تضييع شده و ما بر اين ظلم گريه مي كنيم.
سنگي كه به پيشاني مبارك امام حسين (ع) زدند آن قدر تاثر انگيز نيست كه به محتواي ايشان لطمه زده شد. هر كجا كه صفات ارزنده اي پايمال شود، انسان برايش اشك مي ريزد. بنابراين همواره بايد شاد بود و همچون بزرگان ديني ما لبخند بر لب داشت.
* قديم اينگونه بود كه مداح، مجلس را گرم ميكرد تا واعظ، سخنراني كند. اما امروز به نظر ميرسد وارونه شده و واعظ، سخن ميراند تا مداح شور بدهد. فكر مي كنيد شور مداح مهم است يا شعور واعظ و يا هر دو؟
قطعاً شعور واعظ؛ نبايد اين طور كه شما ميگوييد باشد. البته مداحي هم در جايگاه خودش ارزشمند است ، اما وعظ و سخنراني جايگاه ويژه اي دارد.
* مداحي در سالهاي اخير دستخوش تحولات زيادي شده؛ مداحي با ارگ و يا استفاده از سبك خوانندگان غربي. همچنين بكار بردن الفاظي همچون من سگ اهل بيتم ...
حاج آقا اصطلاحاً اين حد و مرزها را چه كسي بايد تعريف كند؟
همه اينها غلط است. اگر خود اهل بيت هم زنده بودند با اين روش ها و يا اينكه مي گويند سگ اهل بيت، جنگ مي كردند.
* هر جمع و گروهي يك صنف دارد، بهتر نيست مداحان نيز سازمان دهي شده و خطوط قرمز برايشان تعريف شود؟
بله، بايد اين مهم انجام شود و انشا ءا... در شرف وقوع است.
* جناب حاج آقا، شما در وصف منزلت زن و حقوقش زياد صحبت كرده ايد. چند شب گذشته نيز در يكي از سخنراني هايتان گفتيد كه زن يك موجو د مقدس است و در اسلام از جايگاه ممتازي برخوردار است. بالاخره در كشور ما حقوق زن رعايت مي شود يا خير؟
ما به حقوق زن راضي هستيم، اما قانع نيستيم !
* يعني چه؟ يعني آنچه كه بايد باشد نيست؟
همين را كه گفتم بنويسيد، راضي هستيم، اما قانع نيستيم؛ بالاخره وقتي آدم قانع مي شود كه به همه جهات يك موضوع دست پيدا كند.
* اصلاً مي شود گفت كه زن و مرد برابرند؟
استغفرالله ! خير، بين زن و مرد عدل هست، اما تساوي نيست.
بالاخره زن يكسري معذوريت هايي دارد و مثلاً نمي تواند همه مشاغل را بپذيرد.
يك زن غربي ممكن است پشت كاميون بنشيند و يا بنّايي هم بكند، اما اين ظلم به زن است نه عدالت. زن يك موجود ظريف و شريف است و اين جور مسائل حرمت و عزت اين موجود مقدس را مي شكند. به نظر من زن پاكنويس خلقت است. چون اول مرد خلق شد كه پيش نويس بود و سپس زن ! غربي ها زنان را به چشم يك كالا مي نگرند و بعضاً تجارت مي كنند، اما در اسلام زن از يك جايگاه والا برخوردار است. اگر ما از مقام زن آگاه نيستيم، مشكل خود ماست، به اسلام ربطي ندارد. بالاخره زن و مرد از لحاظ فيزيولوژي متفاوتند و لفظ برابر صحيح نيست.
* مثلاً همان شبي كه شما در يكي از مساجد از حقوق زن سخن مي گفتيد، بسياري از زنان بيرون مسجد روي خاكها نشسته بودند و يا تمامي وسايل خنك كننده اعم از كولر و پنكه در قسمت مردان بود. خيلي عذر مي خواهم، اما فكر نمي كنيد اين مسائل قدري حرفهاي ما را مضحك نشان مي دهد؟
من اگر متوجه اين موضوع مي شدم، شديداً اعتراض ميكردم.خادممسجد مسئول است و قطعاً اين ناهنجاري ها بايد رفع شود و همان طور كه عرض كردم به اسلام ربطي ندارد.
* به اعتقاد شما اكنون آخر الزمان شده است؟
نه ! آخر الزمان هنگامي است كه در راس حكومت، معصوم باشد.
* نه، مقصودم اين بود با علائمي كه در روايات آمده، در آخر الزمان بسر مي بريم؟
خب، آخر الزمان يك سري علائم و شرايطي دارد كه برخي از آنها محقق شده و برخي ديگر نشده است. نمي توان مطلق در اين رابطه صحبت كرد.
* دولت جديد را چگونه مي بينيد؟
آنچه كه تاكنون ديدم، بد نبوده است.
* انتقاداتي كه مطرح مي كنند چطور، بويژه در خصوص روابط خارجي و يا جنگ احتمالي با امريكا؟
من سياسي نيستم. فقط مي دانم كه كشتي انقلاب، سكانداري دارد كه هم عاقل است و هم بزرگ و به لطف خدا، هيچ اتفاقي نخواهد افتاد.
* در انتخابات به چه كسي راي داديد؟
در هر دو دوره به دكتر احمدي نژاد.
* حاج آقا چند سوال خودماني؛ اهل ورزش هم هستيد؟
بله، شنا و پياده روي.
* چه غذايي را دوست داريد؟
همه غذا ها را مي پسندم. البته اخيراً غذاي من سبزيجات شده و گوشت قرمز نمي خورم.
* تا حالا كسي را هم كتك زده ايد؟
به عمرم هيچ كس را نزده ام !
* كسي هم شما را كتك نزده است؟
يادم نمي آيد، نه.
* نماز شب هم مي خوانيد؟
حالا اين جور چيزها را نپرسيد.
* پس در نماز شبتان دعا بفرماييد كه نماز صبح ما قضا نشود. حاج آقا از اين كه حوصله به خرج داديد، سپاسگزارم.
خواهش مي كنم، موفق باشيد.
گفت و گو: عماد مزاري – سردبير صبح زاهدان
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت   توسط حسام
|
